محسن جابرى عربلو
33
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
مىباشد « 1 » . برخى بمانند ابن حاجب اين لفظ را مصدر مره ( آجر بر وزن فاعل ) يعنى از باب مفاعله دانستهاند ليكن اين نظر چنان كه در شرح شافيه مىنويسد مردود است زيرا اگر واژه اجاره براى مره و از باب مفاعله باشد بايد استعمال آن بدون تاء براى غير مره جايز و شايع باشد ، در حالى كه آن هرگز بدون تاء استعمال نشده است . بدين جهت بهتر است بگوييم اين كلمه مصدر ثلاثى مجرد يعنى « أجر يأجر » مىباشد . مثل « كتب يكتب كتابة و زرع يزرع زراعة » . اما غالبا بجاى مصدر « آجر » بر وزن « أفعل » به كار مىرود مانند « آجرت الدار اجارة » « 2 » . ضمنا بايد توجه داشت كه كلمهء اجاره مصدر باب افعال هم هست ليكن از مادهء « جور » آمده است و در اين صورت به معنى پناه دادن است . گفته مىشود : « استجاره : طلب منه ان يحفظه فأجاره » « 3 » و اين معنى با بحث ما ارتباطى ندارد . در اصطلاح فقهاى اماميه عبارت است از تمليك عملى يا منفعتى در برابر عوض « 4 » و به بيان ديگر اجاره تمليك منفعت معلوم به عوض معلوم و يا عقدى است كه ثمرهء آن چنين باشد « 5 » . و در كتاب قواعد الاحكام آرد : « و هى عقد ثمرته نقل المنافع بعوض معلوم مع بقاء الملك على أصله » « 6 » . در اصطلاح فقهاى مذاهب اربعه به عقيدهء شافعى اجاره بيع منافع است يعنى يكى از انواع بيع است چون بيوع بهطور كلى تمليك از طرفين است و در اجاره نيز موجر منفعت و مستأجر عوض را تمليك مىنمايند و اين معنى نفس بيع است « 7 » .
--> ( 1 ) . مغنى المحتاج ج 2 ، ص 332 ، لسان العرب مادهء « أجر » . ( 2 ) . شرح شافيه ( رضى الدين ) ج 3 ، ص 52 - 53 ، المصباح المنير ج 1 ، ص 5 . شرح رضى الدين استرآبادى بر شافيه ابن حاجب ، ج 3 ، ص 52 - 53 ( 3 ) . المصباح المنير ج 1 ، ص 54 ، مجمع البحرين ، ص 263 . ( 4 ) . عروة الوثقى ج 2 ، ص 559 . ( 5 ) . رياض المسائل ج 2 كتاب اجاره ، صيغ العقود ( استرآبادى ) ص 46 . ( 6 ) . قواعد الاحكام كتاب اجاره ، مفتاح الكرامه ج 7 ، ص 71 . ( 7 ) . الام ج 3 ، ص 251 ، تذكرة الفقهاء ج 2 ، ص 291 .